تبليغاتX
حضرت خضر

حضرت خضر

طرحهای مقطعی نیروی انتظامی،ناکارامدی یا تبلیغات؟

 

از حدود ۵سال پیش که سردار قالیباف سکان فرماندهی پلیس را بدست گرفت،جامعه شاهد طرحهای ضربتی متعدد این نیرو بود که وجه اشتراک اکثر این برنامه ها،مقطعی بودن آنها به طول چند هفته بود. در ذیل به چند مورد معروف اشاره میگردد:

  1. گشتهای ویژه لندکروز که در خرداد ماه سال ۸۱ به خیابانهای پایتخت آمدند و هدف اصلی آنها برخورد با جوانان،صدای موسیقی اتومبیلها و .... بود.این طرح در فاصله ۱ ماه کان لم یکن شد.
  2. برخورد با بد حجابی در تابستان ۸۵.البته این طرح هم فرجامی بیش از چند هفته نداشت.
  3. گشتهای کنترل نامحسوس بزرگراهها در پائیز ۸۵.این زانتیاهای پلیس هم حدود ۱ ماه به شدت گشتزنی و برخورد میکردند که به تدریج کمرنگ شدند و فی الحال تعدادی از آنها را به شکل پارک شده در گوشه بزرگراهها میبینیم.
  4. طرح ارتقای امنیت اجتماعی،که فاز اول آن برخورد با بد حجابی بود که پس از ۳ هفته از شدت آن کاسته شد و به سمت مبارزه با اراذل و اوباش سوق داده شد.البته هنوز ته مانده گشتهای ارشاد در بعضی نقاط مستقر هستند.مانند اتفاقات دیروز میدان هفت تیر که خبر آن در پی نوشت خواهد آمد.

این سئوال به وجود خواهد آمد که هدف پلیس از اجرای این طرحها تبلیغاتی بوده که پس از گذشت چند هفته که موج روانی لازم در جامعه ایجاد شد قضیه متوقف میشد یا اینکه هدف،صرفا اجرای این برنامه ها بوده که به علت ناکارامدی و غیر ممکن بودن این پروژه ها و یا عدم توانایی پلیس در اجرای آنها،دوامی نمییافتند و به محاق فرو میرفتند.

پی نوشت:درگيري خونين پليس با زنان در ميدان هفت تير تهران

پی نوشت :انتقاد شدید ابتکار از نیروی انتظامی

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 17:26  توسط اشکان   | 

حلاج

 

در آینه٬دوباره٬ نمایان شد:

با ابر گیسوانش در باد٬

باز آن سرود سرخ «انا الحق»

ورد زبان اوست.

 

تو در نماز عشق چه خواندی؟

که سالهاست

بالای دار رفتی و این شحنه‌های پیر

از مرده‌ات هنوز

پرهیز می‌کنند.

 

نام ترا٬ به رمز٬

رندان سینه‌چاک نشابور٬

در لحظه‌های مستی

-مستی و راستی-

آهسته زیر لب

تکرار می‌کنند.

وقتی تو٬ روی چوبه دارت٬

خموش و مات

بودی٬

ما:

انبوه کرکسان تماشا:

با شحنه‌های مامور:

مامورهای معذور٬

همسان و همسکوت

ماندیم.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 10:54  توسط اشکان   | 

تضاد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 4:4  توسط اشکان   | 

تندر

 

روز یکشنبه ساعت ۱۲.۳۰ تلوزیون رو روشن کردم که سریال (سلام) رو ببینم.تازه مشغول تماشا بودم که ناگهان س...داخل اوومد و سراسیمه گفت دکتر بدو که بدبخت شدیم!

گفتم چی شده؟گفت تندر رو به قصد کشت زدند!

به طرفت العینی خودم رو به اصطبلها رسوندم ،دیدم نریان(اسب نر) تندر داخل اصطبله و از همه جای بدنش داره خون میاد.شدیدا هم مضطربه و شیهه میکشه و ۴ تا س....ما هم نمیتونند طرفش برند!

ماجرا از این قرار بود که تندر با نریان دیگه(طوفان) سر اسبهای ماده در کوه درگیرمیشه اوونم تندر رو به قصد کشت میزنه(لگد و گاز) و بعد تندر رو روی سیم خاردار ها میندازه.

به س...ها گفتم آروم باشید.سریع ۲سی سی دارو آرامبخش(aspiromazin) بهش تزریق کردم.

کمی که آروم شد،بهش کله گیر زدند و به محوطه آوردنش.گفتم بشوریدش.بعد از شستشو دیدم که کلی زخم سطحی برداشته و خوشبختانه شکاف عمیقی نداشت.

بعد هم تمام زخمهاشو ضدعفونی کردم و به بعضی قسمتها پماد زدم.و البته درمان آنتی بیوتیکی عمومی هم انجام دادم.دستورات لازمه رو هم به س...ان دادم.

۲-۳ روز بعدی رو هم به همین منوال سپری کردم و ویتامین بهش دادم.امروز حالش خوب بود و بازم میخواست سمت اسبهای ماده بره!

در ضمن ،هردوشون رو هم به مدت ۱ ماه دستور حبس در اصطبل دادم!

پی نوشت ۱:دیگه بریدم.نمیدونم این ۳ماه واندی رو چطور باید سپری کنم......

پی نوشت ۲:به حال این آزادی باید گریست که تو ادعای دفاع از آن رو داری.........

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386ساعت 2:6  توسط اشکان   | 

آزادي اقتصادي عین عدالت است

  دکترموسي غني‌نژاد

در افكار عمومي و به ويژه نزد روشنفكران آزادي اقتصادي ارج و قربي همانند آزادي سياسي ندارد. آزادي اقتصادي اغلب به مثابه آزادي غارت و استثمار تلقي مي‌شود. روشنفكران چپ‌گرا تاكيد مي‌ورزند كه دولت وظيفه دارد در روابط اقتصادي ميان مردم

دخالت كند و اجازه ندهد كه آزادي اقتصادي به بهره‌كشي و ظلم منتهي گردد. سياستمداران كه هميشه به طور طبيعي درصدد حداكثر كردن قدرت خود هستند از اين رويكرد روشنفكرانه به عنوان ابزاري براي توجيه بسط قدرت خود سود مي‌برند. تفكيك دو مفهوم آزادي سياسي و اقتصادي و مقابل هم قرار دادن آنها و از ابداعات ايدئولوژي‌هاي چپ‌گرايانه است موجب سوء‌تفاهم درباره درك مفهوم آزادي به طور كلي و راه‌هاي تحقق بخشيدن به آن شده است. واقعيت اين است كه آزادي قابل تفكيك به وجوه متضاد و متناقض نيست بلكه كل يك پارچه و سازگاري است كه در عرصه‌هاي مختلف زندگي اجتماعي انسان‌ها شكل‌هاي گوناگوني مي‌تواند پيدا كند. آزادي‌هاي سياسي، اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و غيره همگي بر يك پايه استوار است و آن حق مالكيت و انتخاب فردي انسانهاست. هر انساني مالك جان و مال خود است. حق بهره جستن از اين مالكيت يا به سخن ديگر حق انتخاب در فعاليت‌هاي سياسي، اقتصادي، اجتماعي و غيره را آزادي مي‌نامد. البته ترديدي نبايد داشت كه حق مالكيت فردي يك نهاد اجتماعي است و استقرار و تضمين آن نيازمند قواعد (قوانين) كلي يا همه شمول است.

آنچه چپ‌گرايان به عنوان آزادي اقتصادي مورد انتقاد قرار مي‌دهند در واقع آزادي بستن قرارداد‌هاي همكاري ميان افراد آزاد و مختار است. استدلال آنها بر اين پايه استوار است كه اگر كارفرما كه صاحب سرمايه و ابزار كار است و كارگر كه تنها مالك نيروي كار خود است آزاد گذاشته شوند كه ميان خود پيمان كار ببندند، اراده كارفرما بر كارگر چيره خواهد شد و رابطه قدرت نابرابر ميان آنها ناگزير به بهره‌كشي خواهد انجاميد. كارفرمايان تعدادشان اندك است و مي‌توانند به راحتي با هم ائتلاف و اتحاد (يا توطئه) كنند در حالي كه كارگران كه تعدادشان بسيار زياد است، پراكنده و در وضعيت اضطرار هستند و از اين رو نمي‌توانند از منافع خود در برابر اين اتحاد نامقدس دفاع كنند. بنابراين لازم است كه نيروي سوم بي‌طرفي به نام دولت در رابطه ميان كارفرمايان و كارگران دخالت كرد و از منافع ضعفا در برابر قدرتمندان حمايت كند. در اين رابطه دولت ناگزير از نقض آزادي قرارداد ميان طرفين است و بنا به تشخيص خود اراده خود را جايگزين خواسته‌هاي منفرد و متفرق شهروندان مي‌سازد. توصيه اكيد چپ‌گرايان و روشنفكران به نقض آزادي شهروندان در اين خصوص به بهانه استقرار عدالت صورت مي‌گيرد و مي‌توان گفت كه اين رويكرد مقبوليت كم و بيش فراگيري در افكار عمومي دارد.

مداخله دولت در حوزه حقوق مالكيت فردي و نهايتا استقرار اقتصاد سوسياليستي (دولتي) با چنين رويكردي به حكومت قابل توجيه است. اگر هدف از تشكيل دولت را صيانت از حقوق و آزادي‌هاي شهروندان بدانيم واگذاري تمام و كمال اين حقوق به دولت نتيجه‌اي جز نقص غرض نخواهد داشت. تنها با اصالت دادن به جمع نسبت به فرد يعني اعتقاد به انديشه سوسياليستي است كه رابطه ميان مردم و حكومت را مي‌توان اين گونه تعريف كرد. اما سوسياليسم با اين توصيف در واقع شكل جديدي از بردگي است كه در آن افراد آزادي و مالكيتي از آن خود ندارند و همه تصميمات به صورت جمعي از سوي دولت گرفته مي‌شود.

دو رويكرد آزاديخواهانه (ليبرال) و سوسياليستي به نقش دولت به‌رغم تضادهاي اساسي ميان آنها، هر دو بر شكل‌گيري نهادهاي مدرن در جوامع پيشرفته غربي و به تبع آن در ساير نقاط جهان تاثيرگذار بوده است. اما به جهت اينكه سنت‌هاي فردگرايانه، حقوق بشري و آزادي‌خواهانه (ليبرال) در جوامع مدرن اروپايي ريشه‌دارتر بوده، رويكرد سوسياليستي نتوانسته به جز در مقاطع تاريخي كوتاهي بر كل اين جوامع غالب گردد. درست است كه دولت‌ها تقريبا در همه جوامع پيشرفته‌ ،كم و بيش در فعاليت‌هاي اقتصادي مداخله مي‌كنند. اما اساس نظام اقتصادي آنها بر آزادي و حقوق مالكيت فردي قرار گرفته يعني وجه غالب آزادي اقتصادي است و نه سوسياليسم. اما در ديگر جوامع دنيا از جمله در كشور ما مساله متفاوت است. بنا به دلايلي كه خود نياز به بحث جداگانه‌اي دارد، رويكرد سوسياليستي بيشترين تاثير را بر نهادهاي اقتصادي – سياسي گذاشته است. دولت‌ها در اين جوامع اغلب خود را نماينده «اراده عمومي» مي‌دانند كه اختيار كل آزادي‌ها و حقوق شهروندان يك جا به آن واگذار شده است. آنها به خود اجازه مي‌دهند كه در خصوصي‌ترين حوزه‌هاي زندگي مردم از جمله در تصميم‌گيري‌هاي معيشتي و اقتصادي دخالت كنند. البته اين مداخلات كه طبعا به پايمال شدن حقوق فردي مي‌انجامد هميشه با شعارهاي كلي و مبهمي مانند مصلحت عمومي، عدالت اجتماعي و غيره توجيه مي‌شود.

نتيجه نقض آزادي‌هاي فردي همچنانكه تجربه همه جوامع بشري نشان داده، زيان ديدن عموم مردم به‌ويژه ضعفا است. اگر كارگران و ديگر شهروندان آزاد گذاشته شوند كه انجمن‌هاي داوطلبانه (سنديكاها) خود را تشكيل دهند بهتر مي‌توانند از منافع خود دفاع كنند تا با سلب اختيار تصميم‌گيري آنها از سوي دولت. البته منظور سنديكاهاي دولت ساخته يا وابسته به دولت رايج در كشورهاي جهان سوم نيست بلكه نهادهاي خودجوش، داوطلبانه و واقعا مردمي است كه نمونه‌هاي آنها را مي‌توان در كشورهاي پيشرفته صنعتي مشاهده كرد.

كنترل قيمت‌ها شيوه بسيار رايج ديگر نقض آزادي اقتصادي از سوي دولت‌ها است. اينجا نيز بهانه همان حمايت از اقشار كم درآمد جامعه و برقراري عدالت اجتماعي است. قيمت‌ها در بازارهاي رقابتي در واقع انعكاس‌‌دهنده اراده‌هاي مختار شهروندان در‌خصوص چگوني استفاده از منابع محدود اقتصادي است. اگر قيمت نسبي يك كالايي افزايش يابد معناي آن اين است كه مصرف‌كنندگان با انتخاب آزادانه خود خواستار توليد مقدار بيشتري از آن كالا هستند و توليدكنندگان را با قيمت‌هاي بالاتر ترغيب به اين كار مي‌كنند. در چنين شرايطي اگر دولت با مداخله خود مانع افزايش قيمت شود چه اتفاقي روي مي‌دهد؟ نخست اينكه اطلاعات مربوط به خواسته‌هاي واقعي مصرف‌كنندگان مخدوش شده و توليدكنندگان براي تصميم‌گيري خود علايم نادرستي دريافت مي‌كنند و در نتيجه تعادل عرضه و تقاضا به‌هم خورده و مازاد تقاضا نسبت به عرضه به وجود مي‌آيد. سپس دولت براي برطرف كردن اين مشكل ناگزير از دخالت بيشتر مي‌شود يعني يا خود بايد با توليد يا واردات كمبود عرضه را جبران نمايد و يا يارانه قيمتي بپردازد. در هر صورت نتيجه اين اقدامات كم و بيش يكي است و آن پرداخت هزينه‌هاي تثبيت قيمت از بيت‌المال يعني از جيب عموم مردم به تعداد معيني از مصرف‌كنندگان است. نكته بسيار مهمي كه طرفداران اين‌گونه سياست‌هاي كنترل قيمتي از توضيح آن سرباز مي‌زنند همين چگونگي تامين مالي اين سياست‌ها و نتايج واقعي آنها است.

واقعيت اين است كه هيچ دولتي هيچ منبع مالي جداگانه‌اي از آن خود ندارد و همه منابع متعلق به مردم است بنابراين هر پرداخت هزينه‌اي كه از سوي دولت صورت مي‌گيرد از حساب مردم برداشت مي‌شود. تصور اينكه دولت قادر به تثبيت قيمت يك يا چند كالا است يك سوء‌تفاهم بزرگ است زير آنچه دولت با اعمال چنين سياست‌هاي انجام مي‌دهد در‌واقع اخذ مابه‌التفاوت قيمت از عموم مردم و پرداخت آن به مصرف‌كنندگان آن كالاي خاص است. يعني اين خود مردم هستند كه درنهايت صورت‌حساب هزينه‌ها را مي‌پردازند و البته اين صورت‌حساب طبيعتا بسيار سنگين‌‌تر از وضعيتي خواهد بود كه در آن كنترل قيمت صورت نمي‌گرفت. زيرا هزينه‌هاي ديوانسالاران دولتي و سوء‌مديريت آنها نيز بايد پرداخت شود. البته در مواردي ممكن است دولت براي اعمال سياست تثبيت قيمت تنها به سهميه‌بندي اكتفا كند و از تامين مالي مازاد تقاضاي موجود در بازار اجتناب ورزد در اين صورت واضح است كه بازار دوگانه رسمي و غيررسمي شكل مي‌گيرد كه آفت‌ها و هزينه‌هاي خاص خود را دارد مضافا اينكه اين‌گونه سياست تثبيت قيمت در عمل با گسترش بازار غير‌رسمي (قاچاق) خنثي مي‌شود.

طنز حكايت مداخلات دولت در اقتصاد در اين است كه همه اين اقدامات بيهوده و زيان‌بخش با نام عدالت تزيين مي‌يابد. نقض آزادي‌ها و حقوق اقتصادي مانند ايجاد تضييقات در بستن قراردادهاي داوطلبانه، برهم زدن نتايج انتخاب‌هاي آزادانه مصرف‌كنندگان و توليدكنندگان، انتقال ثروت از برخي شهروندان به برخي ديگر، تحميل هزينه‌هاي بيهوده و اتلاف گسترده منابع اقتصادي همگي شواهد آشكار نقض حقوق بشر و بي‌عدالتي است. تثبيت قيمت فرآورده‌هاي نفتي در كشورمان چه معنايي جز انتقال ثروت از عامه كم درآمدها به اقليتي از صاحبان درآمدهاي بالا كه بيشترين مقدار از اين محصولات را مصرف مي‌كنند دارد؟ دولت با پايين آوردن نرخ بهره بانكي و دامن زدن به شكاف بازار دوگانه رسمي و غيررسمي پول، به چه كساني كمك مي‌رساند، وام‌گيرندگان بزرگي كه اغلب آنها شركت‌هاي دولتي ناكارآمد و زيان‌ده هستند يا فعالان اقتصادي متوسط و كوچك كه به ندرت به منابع مالي دسترسي دارند و ناگزيرند نيازهاي خود را از بازار غيررسمي تامين نمايند؟ پرداخت صورت‌حساب ناكارآمدي و سوء‌مديريت شركت‌هاي دولتي با برداشت از حساب سپرده‌گذاراني كه براي حفظ ارزش پس‌اندازهاي خود ناگزير به نظام بانكي متوسل شده‌اند تا چه حد با معيارهاي عدالت و انصاف سازگاري دارد؟ پر كردن جيب رانت‌خواران به زیان توليدكنندگان و مصرف‌كنندگان كه با تثبيت قيمت كالاهايي مانند سيمان، فولاد و غيره صورت مي‌گيرد چه نسبتي با خيرخواهي و عدالت دارد؟
همه اين نمونه‌ها دلالت بر يك قاعده كلي دارد كه بايد نصب العين همه تصميم‌گيران حكومتي باشد و آن اين است كه نقض آزادي‌هاي شهروندان از جمله و شايد مهم‌تر از همه آزادي اقتصادي ناگزير به بي‌عدالتي و ظلم مي‌انجامد. اين واقعيتي است كه علم و تجربه بشري بر آن صحه گذاشته است.

 

«ساركوزي» رييس‌جمهور فرانسه شد

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386ساعت 0:58  توسط اشکان   | 

دکتر مهبد،دوست و همکار بنده!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 17:14  توسط اشکان   | 

4 خبر مهم(کلیک کنید)

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 17:19  توسط اشکان   | 

300

 

دیشب فرصتی پیش آمد تا فیلم ۳۰۰ رو ببینم.چند نکته به ذهنم میرسه که عنوان میکنم:

  1. سناریو این فیلم بسیار ضعیف و در مواردی چرت و پرت بود.سیصد نفر از سربازان اسپارتی فقط با خود خواهی شاهشون و دلایل دیگه به جنگ با سپاه ایران میروند.
  2. وجود یک (یا یکسری) شخصیت منفی در فیلمهای حماسی امریکایی اجتناب ناپذیره.معمولا این bad man ها روسی،سیاه پوست ،سرخ پوست ویا عرب هستند.انصافا در موارد نادری اینها ایرانی بودند.
  3. این فیلم یک فیلم فانتزیه.در سپاه ایران سربازان غول مانند،کرگدن ها و فیلهای غول مانند وجود دارند که البته به راحتی توسط اسپارتی ها نابود میشوند که به نظر میرسه این فیلم مضحک فقط برا کودکان یا تماشاگران تفریحی ساخته شده.
  4. نکته جالب اینه که سرداران ایرانی به شکل سیاه پوستان و یا به شکل اعراب و در مواردی به صورت یک موجود درنده نشان داده شده و سربازان ایرانی مثل اعراب و با لباسهای مخصوص اعراب مشخص شده که نشانگر اینه که نویسنده  و کارگردان کوچکترین آشنایی با ایرانیان نداشته اند و یا در نهایت فقط به فکر فروش فیلم خود بودند..
  5. خشایار شاه به صورت یک مرد زن صفت که قدی حدود ۳ مترداره نشان داده شده که طلا و جواهرات فراوانی به خودش آویزان کرده و در بار ایرانی به محل خوشگذرانی عده ای همجنس باز نمایش داده شده که فقط به خاطر فزودن بر جذابیت فیلم است!
  6. در کل من فکر نمیکنم این فیلم با هدف ضربه به ایرانی ها ساخته شده باشه(ولو اینکه عبارت persian دائما به کار برده شده)،که اگر اینطور بود میشد فیلم معقول تر و واقعی تری ساخت که دیگران باور کنند(لا اقل عموم مردم) و یا اثر گذاری بیشتری داشته باشه،حتی روزنامه واشینگتون پست هم فیلم رو مسخره کرد!
  7. من حیث المجموع،بنده این فیلم رو یک کمیک استریپ سطح پایین و درجه ۳(مقایسه بشه با فیلم عالی sin city)،که فقط با هدف فروش بیشتر ساخته شده میبینم.نه بیشتر

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 0:39  توسط اشکان   | 

تفاوت

 

پیش رویم دو راه بود،

     راه کمتر پیموده را برگزیدم،

       و تمام فرق ماجرا از همین است

                                                   (رابرت فراست)

 

 

      پی نوشت: تشکیل شورای جدید شاخه جوانان حوزه شمال

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت 2:14  توسط اشکان   | 

خانم رویال به دور دوم انتخابات راه یافت

 

دیروز انتخابات ریاست جمهوری در فرانسه برگزار شدو نیکولا سارکوزی نامزد حزب محافظه کار با ۳۰٪ آرا  وخانم سگولن رویال نامزد حزب سوسیالیست با ۲۵٪ کل آرا به مرحله دوم انتخابات رسیدند.

ما اصلاح طلبهای ایرانی به شکل سنتی طرفدار چپها و لیبرالها هستیم.و ومعولا از پیروزی محافظه کارها نفعی نمیبریم.البته میزان راست روی در حزب محافظه کار حاکم در فرانسه خیلی زیاد نیست(بر عکس جمهوری خواه های آمریکا).اما به هر حال جهان هیچ گاه از سلطه راست ها سودی نبرده.

یکی از شعارهای رویال مقابله با سلطه بی حد وحصر امریکا در جهانه که این موضع سنتی چپها است.که البته شیراک هم تا حدی همین کار رو میکرد.

اگر حزب سوسیالیست با راست میانه(به رهبری آقای بایرو،نامزد رتبه سوم) ائتلاف کنه احتمال پیروزی رویال خیلی بیشتر میشود که امیدوارم اینگونه شود.

انتقاد شدید شجاع پوریان از دولت در نطق پیش از دستور مجلس

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم اردیبهشت 1386ساعت 17:12  توسط اشکان   |