تبليغاتX
حضرت خضر

حضرت خضر

هیچ چیز به اندازه دَری که بتوان از آن گریخت،دردی از ما دوا نمیکند

 

 ساعت ۸ صبح جمعه ۲۷ خرداد وارد ستاد دکتر معین در خیابان جاوید شدم.(ستاد تهران).قرار بود کارت بازرسی ویژه  وزارت کشور ما برسه که به کار بازرسی از حوزه های انتخاباتی شمال شهر تهران بپردازیم.(من در ستاد معین،جانشین تبلیغات حوزه شمال تهران بودم).

تا ساعت ۱۲ ظهر تعدادی از کارتهای بازرسین و ناظرین صندوق به شکل تدریجی رسید .اما کارت بازرس ویژه من و چند نفر از دوستان و تعداد زیادی از کارتهای ناظرین صندوق وارد ستاد نشد که نشد.احتمالا مسبب این قضیه مسئول کمیته ناظرین صندوق حوزه شمال تهران بود که هر کار بیربطی رو انجام میداد جز وظیفه خودش!

به هر حال بنده همراه یکی از دوستان که کارت بازرسی اش رسیده بود به حوزه های رای مختلف شمال شهر تهران میرفتیم.

تقلب یا تخلف چندانی نبود.یا اگر بود ما که وارد میشدیم انجام نمیدادند.ناظرین شورای نگهبان که معمولا چهره های مشخصی هم داشتند خیلی از بازرسین وزارت کشور میترسیدند.

خبرهای متفاوتی از حوزه ها میرسید.

در شمال شهر آرا عموما به نفع معین و هاشمی بود.اما از جنوب شهر خبرهای خطرناکی میرسید!

حدود ساعت ۴ عصر،من و دوستان در مسجدی در خیابان ستارخان رای خودمون رو دادیم.(من،جلال محمد لو،احمد حائری)من کمی به آرا مردم دقت کردم،یک زن جوانی به قالیباف رای داد.مردی مسن به هاشمی و پسری جوان به معین.کلا خبر میرسید که در مناطق مرکزی و غرب تهران،آرا شدیدا بین کاندیداها پخش شده!

حدود ساعت ۱۰شب خسته و کوفته(پس از بازرسی حدود ۲۵ حوزه) به ستاد برگشتیم.کلا اخبار متفاوت و گاها متضادی به گوش میرسید.اما همه امیدوار بودیم.

حدود ساعت ۱۲ به منزل برگشتم و هرکس زنگ میزد میگفتم برنده شدیم و ما و هاشمی به دور دوم رسیدیم.بعد گرفتم تخت خوابیدم...

طرفهای ساعت ۲ بعد الظهر شنبه،یکی از دوستان تحریمی منو از خواب بیدار کرد و گفت فلانی شبکه ۱ رو روشن کن..................

پی نوشت: فروردین ماه امسال یک پی نوشتی نوشتم که بازم مصداق پیدا کرده.مجددا ببینید(فارسی سلیسه.کلمات قلمبه سلمبه هم نداره،به کلمات موجود در سطر آخر دقت کنید):

من از سال ۸۳ که وارد فعالیتهای سیاسی شدم(از سال ۷۶ به شکل غیر تشکیلاتی در سیاست بودم) همیشه میگفتم یک آدم سیاسی باید فحش خورش ملس باشه.حالا دو قسم آدم داریم که فحش میدند،اولی دسته ای هستند که باید به حرفاشون اهمیت بدی و جواب در خوری بهشون بدی،دومی دسته ای هستند که اصلا ارزش اهمیت دادن یا جواب دادن ندارند.حرفها یا شبنامه ها یا دروغ و فحاشی هاشون مثل وزوز پشه تو شب گم میشه.فی نفسه اهمیتی ندارند که در خور واکنش باشند.

بیاد این روزها!-امیر عباس نخعی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 17:54  توسط اشکان   | 

 

خانم مریم صفیه،رابعت العدویه،رحمت الله علیها،از عرفای بزرگ قرن ۲ هجری بود.به نقل از تذکره الاولیا،نکاتی در مورد ایشان بیان میکنم:

-مصافحه با حسن بصری:روزی حسن رابعه را دید نزدیک آب.حسن سجاده بر سر آب افگند،گفت ای رابعه بیا تا اینجا دو رکعت نماز بگزاریم!پس رابعه سجاده بر هوا انداخت و بر آنجا پرید و گفت:ای حسن بدانجا آی تا مردمان ما را ببینند!حسن را آن مقام نبود،هیچ مگفت.

-رابعه را گفتند،از کجا میآیی؟گفت از آن جهان.گفتند کجا خواهی رفت؟بدان جهان.گفتند:بدین جهان چه میکنی؟گفت افسوس میدارم.گفتند چگونه؟گفت نان این جهان میخورم و کار آن جهان میکنم.

-گفتند:تو،او را که میپرستی، میبینی؟گفت اگر ندیدمی،نپرستیدمی.

-دو تن از عارفان بزرگ هردو بر سر خاک رابعه آمدند گفتند:آن لاف که میزدی که سر به هر دو سرای فرو نیارم،حال به کجا رسید؟آواز آمد که:رسیدم بدانچه دیدم.

پی نوشت:پس از یکسال ان قلت آوردن در مورد خانمها،این بار در وصف عددی از آنان نوشتم که اگر روزی بینمش،سر تعظیم در مقابلش فرود می آورم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386ساعت 23:42  توسط اشکان   | 

(۱)

بالاخره این جوجه اردک زشت هم یکساله شد!از ابتدا تا کنون بیشترین زمانی که بروز نشدم یکهفته بوده که از نظر نظم در نوع خود منحصر به فرده.

سعی کردم آنچه رو که به ذهنم میرسه با رعایت جوانب بنویسم.تو این مدت شاهد محبتهای بسیار دوستان،و گاها فحاشی های آشکار و نهانی بودم که در جریانش بودید.

فقط این نکته رو بگم که بدون نظرات شما دوستان،وبلاگ بنده لطفی نداره.

یا حق

(۲)-آخر دنیا

برا من آخر دنیا جاییه که زمان متوقف میشه.حرکتی وجود نداره.سکون مطلقه مطلقه.البته این خیلی هم بد نیست.در آخر دنیا نه چیزی بدست میاری نه از دست میدی.

اما میتونی هر مطالعه ای بکنی،سیگار بکشی،روزنامه بخونی،بخوابی،حیوانات رو درمان کنی،سگی رو نوازش کنی ،چای بنوشی و....

میتونی موبایلت رو خاموش کنی،چون ارتباط با خارج اهمیتی نداره.در دنیای حقیقی باید موبایلت روشن باشه چون از آخر دنیا ممکنه خبرت کنند.

زندگی در پایان دنیا خیلی هم بد نیست(از ساعت ۶.۵ تا ۱۵).چون وقتی به پشت سرت نگاه میکنی،میبینی در دنیای حقیقی نه کسی منتظر آدمه،نه کسی دوستت داره،و نه فی الواقع حضورت اهمیت چندانی داره!

توقف در این دنیای نه چندان ناراحت مجازی تا ابد هم میتونه ادامه پیدا کنه.

کی به کیه؟شاید از این طریق انسان به چیزای مهمتری برسه.

در آخر دنیا حرکت به سمت بی انتهایی،تنها گزینه محتوم است.................

«وقايع اتفاقيه» رفع توقيف و خانزادي تبرئه شد

پاسخی به برادران حزب الله-خبرانه

 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت 16:46  توسط اشکان   | 

 

هفته گذشته ۳ اسب مریض داشتم که شرح حال میدم:

۱-یک نریان(رعد) مشکوک به عفونت ادراری:با درمان وسیع الطیف آنتی بیوتیکی و ورزشهای خاص بهبود یافت.

۲-یک نریان(تندر) دارای لنگش شدید:با دارو ضد التهاب قوی بهبود یافت.

۳-یک کره مادیان(یاسمن) که یک آبسه در پایش بوجود آمده بود:با تخلیه آبسه و ضد عفونی و شستشو و درمان ضد میکروبی  التیام یافت.

پی نوشت:بی جیره مواجب کار کردن هم عجب حالی داره ها!!!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت 14:47  توسط اشکان   | 

 

مي مكم پستان شب را
وز پي رنگي به افسون تن نيالوده
چشم پرخاكسترش را با نگاه خويش مي كاوم.
***
از پي نابودي ام، ديري است
زهر مي ريزد به رگ هاي خود اين جادوي بي آزرم
تا كند آلوده با آن شير
پس براي آن كه رد فكر او را گم كند فكرم،
مي كند رفتار با من نرم.
ليك چه غافل!
نقشه هاي او چه بي حاصل!
نبض من هر لحظه مي خندد به پندارش.
او نمي داند كه روييده است
هستي پر بار من در منجلاب زهر
و نمي داند كه من در زهر مي شويم
پيكر هر گريه، هر خنده،
در نم زهر است كرم فكر من زنده،
در زمين زهر مي رويد گياه تلخ شعر من

 

                                                             (سهراب)

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386ساعت 16:58  توسط اشکان   | 

 

اگرچه آنها در میان دریا غرق میشوند،اما دوباره برخواهند خواست

اگر عشاق گم میشوند،لاکن عشق هرگز گم نمیشود

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم خرداد 1386ساعت 13:13  توسط اشکان   | 

 

چند ماهی میشه که دارم سعی میکنم یک مورد خاص رو تو زندگیم برای همیشه حل کنم.اما نمیشه که نمیشه.هر تلاشی که میکنم به در بسته میخوره.فی الواقع اگر انسان یک مشگلی رو نتونه از راه کلاسیک حل کنه،۲ راه بیشتر پیش رو نداره.یا کاملا قضیه رو بی خیال شه،یا سعی کنه از مجاری غیر معمول مسئله رو فیصله بده.

به نظر شما من چکار باید بکنم؟

پی نوشت:خوشبختانه بازم قضیه جمع آوری قلیان از قهوه خانه ها و...داره جدی میشه!من چون سیگاری هستم،علاقه چندانی به قلیان ندارم.اما برام جالبه بدونم اسم حکومتی رو که سعی میکنه در خصوصی ترین عادات و رفتارهای مردم دخالت کنه رو چی میشه گذاشت؟اگه شما نگران سلامتی افراد هستید،جلوی این بلای وحشتناک جدید به اسم کراک رو بگیرید!

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت 1:47  توسط اشکان   | 

 

بالاخره لیگ برتر هم به پایان رسید و تیم سایپا قهرمان شد.این قهرمانی برای سایپا تبریکات فراوان دارد.اما استقلال که چندین هفته در صدر جدول بود و شانس اول قهرمانی را داشت(تا ۲ هفته پیش) به مکان ۴ جدول سقوط کرد.در این مقال چند نکته به ذهنم میرسه که عنوان میکنم:

۱-در چند دوره گذشته لیگ برتر،استقلال همواره تا هفته های آخر صدز نشین بود(تحت مدیریت قلعه نوعی) که در دوره گذشته قهرمان و چند دوره نائب قهرمان بود.لذا این چیزی از ارزشهای استقلال کم نمیکنه.

۲-صمد مرفاوی این فصل تیمی رو رهبری میکرد که نه سرپرست داشت و نه وضع مالی درست حسابی و ...داشت.ولی مدتها در صدر جدول بود.مجددا به جسارت مرفاوی درود میفرستم.

۳-عمده افولی که استقلال داشت بعد باخت مقابل سایپا بود که به حق باید بازی رو میبرد.حالا بعد بهم ریختن روحیه تیم،نتایج منفی در ۲ بازی اخیر بوجود آمد.

۴-به نظر بنده یک دلیل عمده ناکامی های استقلال نبود یک مهاجم تمام کننده مثل عنایتی بود که این مهم برای فصل آینده باید مد نظر قرار بگیرد.

۵-یک نکته هم به منتقدین مرفاوی بگم که نشستن در کنار گود و صدور فرمان لنگش کن خیلی راحته.باید دید که مرفاوی با چه امکانات و شرایطی تیم رو تحویل گرفت و چه کار کرد.

۶-در مورد زمزمه حضور ناصر حجازی هم بگم که لطماتی که استقلال وتیم های دیگه از مربیگری این آقا خوردند بر کسی پوشیده نیست.

به هر حال من به عنوان یک هوادار استقلال،به قلعه نوعی و مرفاوی خسته نباشید میگم و  عنوان میکنم که این مقام چیزی از ارزش زحمات آنها و بازیکنان کم نمیکند.

صمد مرفاوي: تيم ما مانند ويتريني بود كه از بيرون قشنگ بود

عليرضا منصوريان: اگر هواداران نبودند، دهم هم نمي‌شديم

وحيد طالب‌لو: قهرماني قسمت استقلال نبود

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 22:58  توسط اشکان   | 

 

فرزانه سالمي -

گفت‌وگوهاي لري كينگ در شبكه تلويزيوني <سي ان ان> با چهره‌هاي شناخته شده بين‌المللي جذابيت‌هاي خاص خودش را دارد و گفت‌وگوي او با <ال گور> معاون سابق بيل كلينتون و يكي از كانديداهاي احتمالي دموكرات‌ها هم از اين قاعده مستثني نيست. گور در اين گفت‌وگو انتقادات چندساله‌اش ازعملكرد جورج بوش را مطرح مي‌كند.
بعضي‌ها مي‌گويند در حال نجات سياره‌مان هستيد و به همين خاطر مي‌توانيد رئيس جمهور شويد تا آمريكا را هم نجات دهيد! كتاب جديدتان هم با عنوان <حمله به منطق> اين روزها سر و صداي زيادي به پا كرده

آقاي ال گور اوضاع چطور است؟

خوب نيست! ظاهراً ما بحران‌هاي واقعي را كنار گذاشته‌ايم و به جايش بحران جديدي ساخته‌ايم كه نتيجه‌اش حمله به عراق بوده. همه شواهد و قراين حاكي از آن است كه ما دقيقاً بايد برعكس عمل مي‌كرديم!

اين روزها بحث داغي در رسانه‌ها به پا شده در مورد اينكه سران حزب دموكرات درصدد هستند تا لا‌يحه تأمين هزينه‌هاي جنگ عراق را بدون ذكر جدول زماني خروج از اين كشور به جورج بوش ارائه دهند. حزب شما چه نقشي در اين جريان ايفا كرده؟

من كه بالا‌خره سر در نياوردم قوه قانونگذاري ما چه اختياراتي دارد! آنها مصوبه‌اي داشتند كه خروج از عراق را الزامي مي‌كرد؛ اما جورج بوش آن را وتو كرد! با اين ترتيب، قانونگذاران واقعاً چه نقشي در تعيين اين جدول زماني مي‌توانند داشته باشند؟!

خب حالا‌ كه بحث دولت را پيش كشيده‌ايم بگوييد آيا با نظر جيمي كارتر رئيس جمهور سابق در خصوص اينكه <دولت جورج بوش نابخردترين دولتي بوده كه آمريكا به خودش ديده> موافقيد؟

نمي‌توانم دقيق بگويم كه او واقعاً بدترين دولت را اداره كرده يا نه! ولي خب تقريباً بدترين بوده. من به بوش رأي ندادم. اصلا‌ً به نظرم او نبايد رئيس جمهور مي‌شد. اما حالا‌ هم از اقداماتش شگفت زده نشده‌ام!

شما كه چنين ديدگاه انتقادي داريد و در عرصه سياسي هم از موقعيت خوبي برخورداريد چرا براي رياست جمهوري كانديدا نمي‌شويد؟

براي اينكه نمي‌خواهم تكراري باشم! من برنامه‌اي براي كانديدا شدن ندارم و البته نمي‌خواهم خيلي هم پر سرو صدا بيايم و اعلا‌م كنم كه ديگر كانديدا نخواهم شد! اصلا‌ً دليلي براي اين كار وجود ندارد. در آمريكا معمولا‌ً بلا‌فاصله پس از اعلا‌م نتايج انتخابات رياست جمهوري، رقابت‌هاي دوره بعد آغاز مي‌شود و به نظر من مردم ديگر از چنين بازي موش و گربه‌اي خسته شده‌اند. از حالا‌ تا انتخابات آينده رياست جمهوري 500 روز باقي مانده! چرا از حالا‌ اينقدر جار و جنجال به راه بيندازيم كه آخر سر، مردم حتي حوصله رأي دادن به ما را هم نداشته باشند؟!

يعني بالا‌خره از شركت در رقابت‌ها اعلا‌م برائت نمي‌كنيد؟!

نه! من تازه 59 سال دارم؛ چرا بايد خودم را از فرصت كانديداتوري در آينده محروم كنم؟ ‌

آيا به خاطر همكاري نزديكي كه با بيل كلينتون داشتيد حاضريد از هيلا‌ري كلينتون به عنوان نامزد انتخابات رياست جمهوري آمريكا حمايت كنيد؟

من نسبت به بيل احساس حمايت خاصي دارم؛ اما آن را به معني حمايت از كانديداتوري هيلا‌ري نمي‌دانم. اصلا‌ً اين دو موضوع به هم ارتباطي ندارند!

اصلا‌ً قصد داريد از كانديداي خاصي در انتخابات رياست جمهوري حمايت كنيد؟

هنوز تصميم نگرفته‌ام.

نظرتان در مورد برنامه هيلا‌ري كلينتون براي رياست جمهوري چيست؟

او برنامه‌اش را كاملا‌ً قدرتمندانه شروع كرده است و حالا‌ هم در نيويورك پايگاه خوبي براي خودش دست و پا كرده است.

در مورد باراك اوباما هم حرف بزنيد.

برنامه او هم خوب است و ظاهراً مردم از اينكه او به قضايا با ديد تازه‌تري نسبت به بقيه مي‌نگرد كاملا‌ً خوششان آمده.

آيا او مشغول انجام همان كارهايي نيست كه شما مي‌خواستيد در گذشته انجام دهيد؟

به نظرم او و خيلي‌هاي ديگر، سياستمداران خوبي هستند كه در سيستم‌هاي بدي گرفتار شده‌اند! در چارچوب اين سيستم، آنها مجبورند كه دائماً بر موضوعات مورد نظر رسانه‌ها متمركز شوند و خلا‌صه گرفتار بازيهاي پر سر و صداي زيادي مي‌شوند.

سناتور مك‌كين چطور؟ شما خيلي خوب او را مي‌شناسيد.

راستش را بخواهيد من اصلا‌ً در مورد كانديداهاي جمهوريخواه نمي‌توانم ديدگاه بي‌طرفانه‌اي داشته باشم! همه آنها به نحوي از سياست‌هاي جورج بوش و ديك چني حمايت كرده‌اند اما جان مك كين در تلا‌ش بوده كه رويكردي متفاوت را نسبت به ساير جمهوريخواهان در پيش بگيرد. به نظر من او سعي كرد استقلا‌ل خود را از كاخ سفيد نشان بدهد اما در عين حال حمايت‌هايش از برخي سياست‌هاي بوش باعث شد همان حس استقلا‌ل هم از دست برود! ‌

با گذشت پنج سال از زمان حمله به عراق، اوضاع امروزي اين كشور را چگونه مي‌بينيد؟

فرض كنيد كه ماشيني ناگهاني ترمز كند و يك چرخش هم از جا كنده شود! سياست آمريكا در عراق به چنين ماشيني شباهت دارد و جالب اينجاست كه اين ماشين در دولت فعلي آمريكا قصد كنار كشيدن از جاده و درست كردن آن چرخ را هم ندارد! واقعيت اين است كه آمريكا گزينه‌هايي براي فرار از بروز چنين شرايطي را در اختيار داشت اما حالا‌ ديگر گزينه‌اي ندارد؛ چون ماشين بدون يك چرخ دارد به راهش ادامه مي‌دهد!

حالا‌ چه بايد كرد؟

ما بايد دو هدف را به صورت همزمان دنبال كنيم. اول اينكه نيروهايمان را هر چه سريعتر از عراق خارج كنيم. دوم اينكه همه ما- چه موافق و چه مخالف با حمله به عراق- بايد براي مقابله با بحران‌هاي بيشتر در اين خصوص تلا‌ش كنيم. بر اساس شواهد و قرايني كه از اوضاع امنيتي عراق وجود دارد، ادامه حضور نيروهاي نظامي آمريكا در عراق، آهن رباي خشونت در اين كشور است.

فرض كنيد شما روز 31 ژانويه سال 2009 ميلا‌دي به رياست جمهوري آمريكا رسيده باشيد. اولين اقدامتان در مورد عراق چه خواهد بود؟ بلا‌فاصله نيروها را از عراق بيرون مي‌كشيد؟

اوضاع را بايد البته بررسي كرد. بايد ديد چه اقدامي مي‌تواند جلوي بزرگ شدن بحران عراق را بگيرد. يادم مي‌آيد كه اريك شينسكي فرمانده وقت ارتش آمريكا به جورج بوش گفته بود پيش از آنكه به فكر اشغال كشوري مثل عراق بيفتيد، بايد به فكر نيروها وشرايط لا‌زم براي موفقيت برنامه‌هايتان باشيد. اما كاخ سفيد و وزارت دفاع آمريكا طوري با اين نظريات منطقي مقابله كردند كه كارشناسان نظامي عملا‌ً به سكوت واداشته شدند و نتيجه‌اش هم در عراق به وضوح قابل مشاهده است. كاخ سفيد به هنگام اشغال عراق دقيقاً مثل <آليس در سرزمين عجايب> شده بود و مجبور بود هر اتفاق ناگواري را تحمل كند و مردم عراق را هم اينقدراذيت كند و تازه به اهداف خودش هم نرسد! ‌

شما از اول مخالف حمله به عراق بوديد؟

كاملا‌ً. با اين همه گزارش و تحقيقي كه از اوضاع عراق منتشر شده، بعيد مي‌دانم كسي هم در آمريكا پيدا شود كه ادعا كند حمله به عراق اشتباه نبوده است! آن موقع دولت آمريكا مي‌خواست اين‌طور به مردم القا كند كه صدام حسين و رژيمش مسوول حملا‌ت يازده سپتامبر بوده‌اند و به همين جهت بايد جلوي حمله بعدي آنها را با حمله پيشگيرانه گرفت.

چند تا از كارهاي بوش را نام ببريد كه اگر شما رئيس جمهور بوديد اصلا‌ً آنها را انجام نمي‌داديد. يكي كه قطعاً حمله به عراق است.

بله. به نظر من اقدام بوش در حمله به افغانستان درست بود. اما او بايد به جاي پرت كردن كشور به دام يك جنگ ديگر، نيروهايش را همانجا در افغانستان نگاه مي‌داشت و دست و پاي بن لا‌دن را مي‌بست.

با توجه به تجربه‌تان در دولت بيل كلينتون، اگر در دولت آينده- و احتمالا‌ً دموكرات آمريكا- پست وزارت خارجه به شما پيشنهاد شود آن را مي‌پذيريد؟

نه! اصلا‌ً پستي را در كابينه نخواهم پذيرفت.

خب اجازه بدهيد نتايج نظر سنجي از بينندگان را هم در مورد اينكه ال گور بايد كانديداي رياست جمهوري شود يا نه را اعلا‌م كنم. پاسخ 82 درصد از مردم مثبت است! از اين نتيجه حتماً خيلي خوشتان آمد!

صد البته

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 16:48  توسط اشکان   | 

 

پی نوشت:فراموش ناپذیر است خاطره ۱۰ سال پیش  هنگام تبلیغات برای خاتمی(کاندیدای مظلوم و تنها)- روزهای آخر  سال سوم دبیرستان -تبریز

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم خرداد 1386ساعت 17:0  توسط اشکان   |