تبليغاتX
حضرت خضر

حضرت خضر

هیچ چیز به اندازه دَری که بتوان از آن گریخت،دردی از ما دوا نمیکند

 

دختری ۲۱ ساله که به تازگی از شوهرش طلاق گرفته بود به کلیسا آمد تا طبق روال نان مقدس را دریافت کند.اما کشیش بناچار و طبق سنت از گذاشتن نان در دهان او چون مطلقه بود خودداری کرد.دختر هم گریان و پریشان کلیسا را ترک کرد.

کشیش آن روز در برابر معضلی فلسفی قرار گرفت.کاری که کرده بود را بر اساس احترام به دستگاه کلیسا کرده بود نه به کلماتی که کلیسا بر اساس آن بنا نهاده شده بود.

کشیش با خود گفت :دلم میخواهد فکر کنم آتنا (آن دختر)،پس از خروج از کلیسا مسیح را پیدا کرد.گریان،خودش را در آغوش او می اندازد.آشفته از او توضیح میخواهد که چرا باید برای امضا یک برگه طرد شود؟موضوعیکه  در جهان   لاهوت هیچ اهمیتی ندارد.

و عیسی مسیح به آتنا نگاه میکند و احتمالا میگوید:دخترم،خوش آمدی.مرا نیز بیرون راندند.مدتهاست که مرا هم به کلیسا راه نمی دهند.

                                           ((قسمتی از کتاب ساحره پورتوبلو-پائولو کوئلیو))

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 20:25  توسط اشکان   | 

 

سری اوروبیندو(حکیم هندی):

ما نه تنها می باید خود را از دام ذهن و حواس برهانیم که از دام متفکران،از دام دینداران و کلیسا سازان،از دام کلمات و از دام ایده ها--از همه می باید خود را خلاص کنیم. و اینها همه درون ما جای دارندو منتظرند که اطراف روح و جان ما دیوار قالبها را بالا برند.ولی ما میباید همیشه از آنها فرا بگذریم،و همیشه باید کمتر و کوچکتر را برای بیشتر و بزرگتر کنار بگذاریم و متناهی را برای نامتناهی.ما باید آماده باشیم از اشراقی به اشراق دیگر،از حالات روحی به حالات روحی دیگر فرا بگذریم....و حتی نباید خود را به حقایقی که بسیار محکم نگه داشته ایم زیاد بچسپانیم،چرا که اینها فقط در حکم شکل اند و نحوه بیان همان عنصر وصف ناپذیری هستند که خود را به هیچ گونه شکل و نحوه بیان خاصی محدود نمیکند.  

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 2:53  توسط اشکان   | 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت 19:18  توسط اشکان   | 

 

امروز خاله و شوهر خاله بنده از تور یک هفته ای ازمیر ترکیه بازگشتند.جدا از تعریف تفریحهای مختلف و خوشگذرانی ها و.... در آنجا، نکته ای رو بازگو کردند که موجب تالم خاطرمن شد.

میگفتند عده ای از مردم آنجا تا میفهمیدند ما ایرانی هستیم سریعا اسم احمدی نژاد رو می آوردند و نقل قول صحبتهای خاص او رو میکردند.از تعدد اعدامهای اخیر در ایران و سنگسار و.... هم میپرسیدند.

در پاره ای اوقات کار به مسخره کردن هم میکشید که شوهر خاله بنده در موردی عصبانی شده و گفته که کار خوبی میکنیم اعدام میکنیم.به شما چه؟

فی الواقع به ذهنم رسید که ۶-۷ سال پیش دیدگاه خارجی ها(اوونم ترکیه ای های که چندین سال پیش پا پتی بودند) در مورد ما چی بود و الان چی هست!

 

شرايط حضور جبهه مشاركت در انتخابات اعلام شد

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386ساعت 14:24  توسط اشکان   | 

 

معجزات نه بر خلاف طبیعت که بر خلاف آنچه ما از طبیعت میدانیم روی میدهند.

           ((قدیس اوگوستین))          

                                                              

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 12:58  توسط اشکان   | 

 

حدود دو نسل بالاتر از پدر بزرگ بنده از سردمداران مشروطه در تبریز بودند.فی الحال خانه مشروطه تبریز از جمله املاک اقوام پدر بزرگ بنده است.لذا بحث داغ نهضت مشروطه در تبریز همواره در خانواده ما جریان داشته است.در مورد مشروطه بسیار شنیده ایم،اما یکی از بزرگ مردان مشروطه در تبریز که یک آمریکایی بود معمولا به ورطه فراموشی سپرده شده است.در ذیل مطالبی در مورد هوارد باسکرویل میخوانیم:

هاوارد باسکرويل در دهم آوريل 1885 ميلادي در شهر نورث پلاتدر ايالت نبراسکاي ايالات متحده امريکا متولد شد و در کالج اين ايالت تحصيلات مقدماتي خود را به پايان رساند. باسکرويل دست پرورده يک مدرسه در پرينستون امريکا بود که پس از پايان دوران تحصيلات خود در 23 سالگي به عنوان معلم در مدارس جديد به کشور ايران سفر کرد. در اين برهه از زمان سابقه ذهني مليون و مردم ايران نسبت به متخصصين روسي و انگليسي بسيار منفي بود و به همين دليل مدارس جديد و تازه تاسيس امريکايي از اقبال بيشتري برخوردار بودند.

باسکرويل آموزگار جواني بود که به دليل علاقه مندي به تفکرات و انديشه هاي معنوي شرق در اين مدرسه مشغول تدريس تاريخ عمومي بود. وي بعداً به موجب درخواست شاگردان ارشد و برخي از معلمان مانند مرحوم شريف زاده، کلاسي نيز براي تدريس حقوق بين المللي داير کرد. پس از بمباران مجلس توسط محمدعلي شاه آزاديخواهان شهر تبريز به سرعت در مقابل اين تعدي شاه جبهه گرفته و کانون مبارزاتي بزرگي عليه ديکتاتوري ايجاد کردند. در اين مقطع باسکرويل در شهر تبريز مشغول تدريس بود.

. باسکرويل که دوره آموزش هاي نظامي را در امريکا سپري کرده بود دست به اقدامي مبتکرانه زد و «فوج نجات» را که متشکل از جوانان شجاع و دلير تبريز بود پايه گذاري کرد و به آموزش نظامي آنها پرداخت.

باسکرويل در پاسخ به کساني که مي گفتند اين جنگي است در ايران و مربوط به ايراني ولي تو يک امريکايي هستي يادآور شده بود که «روح انساني همه مردم جهان يکسان است و تنها فرق من با اين مردم در اين است که من در منطقه اي ديگر از مادر زاده شده ام که آن هم در تصميم من مهم و تاثيرگذار نيست.

فروردين ماه سال 1288 شمسي، تبريز روزهاي سختي را مي گذراند. شب و روز گلوله هاي توپ و تفنگ از هر سو بر سر مردم شهر مي باريد و شهر از هر سو چنان در محاصره بود که گرسنگي و مرگ همه را پريشان خاطر کرده بود..»

باسکرويل آن شب از وجد گرفتن رخصت از سردار ملي که رهبري مقاومت را به عهده داشت به خواب نرفته و فوج خود را مهياي مبارزه مي کرد. صبح دوشنبه 30 فروردين 1288 شمسي مصادف با 18 آوريل 1909 اولين کسي که قدم به ميدان جنگ گذاشت و به فوج خود فرمان حمله داد، باسکرويل بود.

باسکرويل در ميدان رويارويي حق و باطل با روحيه اي استوار و عزمي راسخ به نبرد پرداخت تا اينکه قلب پاکش آماج تير دشمنان آزادي قرار گرفت و جان سپرد. مردم مبارز تبريز از کشته شدن جوان شجاع امريکايي در 24 سالگي که حکم مهمان را براي آنها داشت به سختي غمگين شدند و پيکر بي جانش را به شهر منتقل و طي مراسمي باشکوه در گورستان ارامنه به خاک سپردند.

 سنگ مزار باسکرويل به دستور شيخ محمد خياباني تهيه و بر مزار وي در قبرستان ارامنه در تبريز نصب شد.
یادش گرامی باد.

پی نوشت ۱:تحلیل رحمانیان از توقیف شرق و متن مصاحبه ای که به ظاهر باعث توقیف شرق شد

پی نوشت ۲:دادگاه ويژه قم شكايت عليه خاتمي را ثبت كرد

پی نوشت ۳:بيانيه جبهه‌مشارکت در واكنش به توقیف روزنامه «شرق»

 پی نوشت ۴:روایت پرگاس از آزادی دانشجویان

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مرداد 1386ساعت 21:43  توسط اشکان   | 

 

عبدلله رمضان زاده(قائم مقام دبیر کل حزب و رئیس منطقه تهران مشارکت):

دوستان حوزه شمال تهران دارای بیشترین نظم  و تلاش تشکیلاتی هستند.این حوزه فعال ترین حوزه تهران است.

گردهمايي فعالان اصلاح‌طلب خراسان رضوي

آیت‌الله صانعی اجرای حدود سنگسار، قطع‌ید و حد محارب را در زمان غیبت ممنوع اعلام كرد

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مرداد 1386ساعت 17:10  توسط اشکان   | 

 

فردا جمعه ۱۲ مرداد،نشست فصلی تشکیلاتی حوزه شمال تهران از ساعت ۱۰.۳۰-۱۵در دفتر مرکزی حزب(پ ۱۸۰) تشکیل میشود.

حضور تمامی اعضا و هواداران حوزه شمال تهران در این نشست الزامی است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت 13:24  توسط اشکان   | 

 

ایده هولوگرافیک مغز بیان میکند که:واقعیات در جهان آنطور نیستند که به نظر میرسند. تصاویری که از جهان به مغز ما ارسال میشود،توسط مغزمان به شکل دلخواه خود تفسیر میشوند و لزوما در برگیرنده واقعیات نیستند.یا به عبارتی:

واقعیات عینی جهان بیرون(فنجانهای قهوه،کوهستانها،درختان سرو ،چراغهای روی میز و....)ممکن است اصلا وجود نداشته باشند یا دستکم آنگونه که ما معتقدیم وجود نداشته باشند.و یا آنچه در عالم خارج است ،قلمرو فرکانسهایی است که تنها پس از آنکه به ساحت حواس ما وارد شدند به جهانی که ما میشناسیم تغییر شکل میدهند.

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 22:38  توسط اشکان   | 

 

فقط ۳۰روز باقی مونده!

                          فی الواقع،

آزادی بهتر از بند،چه با لبخند و چه بی لبخند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 15:22  توسط اشکان   | 

 

پی نوشت:البته میشه متن انگلیسی  رو هم با زحمت خوند،اما اصلا حوصله اش رو ندارم.لذا بی صبرانه منتظر ترجمه این کتاب هستم. 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 1:46  توسط اشکان   |